تبليغاتX
طنزشگاه اغو -

طنزشگاه اغو

طنز

(تمیز - عریض - لذیذ - غلیظ)

 

 

 

یارمن پیر ،ولی چابک و تیز است هنوز

 

هَپَل خانه ی من پاک وتمیزاست هنوز

 

تُپُلم گر شده لاغر ز کرامات رژیم

 

ولی انگارکمی پَهن و عریض است هنوز

 

گرچه او طبخ غذا تَرک نمودست،ولی

 

دستپُختش کَمکَی خوب ولذیذ است هنوز

 

ناکس انگار که این شوهر او نوکر هست

 

گرچه خود هم کَمَکی شِبه کنیز است هنوز

 

بعدِ یک عمر دراین خانه و درسینی چای

 

توی قندان عوض قند،مویز است هنوز

 

وَه چه رنگین وچه سنگین وچه تلخ است وچه سرد

 

آب جوشی برسان قهوه غلیظ است هنوز

 

شام پس کو و چه شد زودپز برقی ما؟

 

گوئیا شاخک آن توی پریز است هنوز

 

شعله ی گازخموش است ولی ظرف سوسیس!

 

روغنش داغ و پُراز جیز و ویلیز است هنوز

 

بس که صابون زده ام برشکم خالی خود

 

معده ام پُرکف و لغزنده و لیز است هنوز

 

مادرم خانه ی ما سرزده و رفت،ولی

 

ناقلا ناخوش وبیمار و مریض است هنوز

 

به دِهی چون بَرَرِه راه من و او ندهند

 

در پی لندن و دنبال ونیز است هنوز

 

جَرو منجر همه ازخانه ی ما رفت،ولی

 

فتنه جو  هی زپی جنگ و ستیز است هنوز

 

تا کی آخر همه دندان به جگر بگذارم؟

 

قصه ام قصه ی کج دار و مریز است هنوز

 

پسری نیز پس از مرگِ «اغو» خواهد گفت

 

(پدرم یاد تو در سینه عزیز است هنوز)

نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 5:5 توسط علی اصغر نجفی(اغو)| |